خرید بک لینک
خداوند شاملو را رو کرد وقتی دنیا از عشق دست کشیده بود...

فردای ان روز براهنی را آفرید ...

سیگاری گیراند ...

من را ساخت ...

بعد کمی استراحت کرد ...

و سپس او را خلق کرد ...

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:07

دیرو یعنی 27 آذر تمام شد .بعد از گذروندن یک دوره سخت . برای حبیب بازم خوندمش ... قدم زدم تو کلاس ... بلند بلند جای شخصیت ها بازی کردم . بعد برای لیلا خوندم و باز هم بازیش کردم ... هردو گفتن عالیه .

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:07

سلام کوچولو در نامه آخرت نوشته بودی که روس ها خیلی خرند ... و روزهایشان یوم الله است، من خنده ام میگیرد به یوم الله گفتنت. بچه که بودم از روسیه خوشم می آمد... چون بنظرم هرکس به ان همه سرما غالب می شد

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:07

کاش دنیا در همین ساعت و دقیقه و ثانیه ارام میگرفت ... همین لحظه که من بین اصوات در هم تنیده ی یک پیانو و چند ویالون گم و گور شده ام ... همین لحظه که هر از چند گاهی یک رعدو برق دل آسمان ابری و نم نم ها

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:07

۱۱ دی ساعت ۸صبح به صدای دکتر فرهنگ هولاکویی گوش میدادم با یک چشم بسته در حالی که فقط فحش میدم که چرا باید انقد زود بیدار شم داشت از مردی میگفت که به زنش نمیگه دوستش داره. یک ساعت بعد فیلم نامه بعدیم رو نوشتم . شب برا موری خوندم .بعدش حال مادر بد شد . فرداش باز نویسیش کردم . حالا بازم حالش بد شده. خبر خوب اینه که دوتا فیلم نامه عالی دارم . خبر بد اینکه مادر دوبار حالش بد شده .

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:07

مامان + :الان که امد باهاش برو دکتر برات آمپول بنویسه، بزن خوب شی

من - : نه نمیخوام، میخوام این دفعه خودم خوب شم . چیه هی دارو؟

+تو از بچگی باید 2 تا آمپول بزنی که حالت خوب بشه

- بخدا اگه اینو بگی یکی میزنم بیخ گوشت

+آخه عادته

- نه نیست

+خب بدنت ضعیفه

- خودت ضعیفی

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:07

بعد از دیدنش دوست داشتم گریه کنم بعد کمی به آغوشت بکشم

زندگی دیگران ... که خیلی شبیه به زندگی ماست ...

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:07

خب ... از کجا شروع کنم؟ از همان شبی که ول کردی؟ یا از قبلش؟ بعد ۵ سال امده ای و میگویی دوستت داشتم... خب من هم دوستت داشتم. می پرسم چرا نگفتی میگیویی تو اسم دختر دیگری ورد زبانت بود . خب مگر تو همیشه

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:07

بیشتر از هرچیزی دلم اون قسمت واکینگ دد رو میخواد که ریک با ماشین میزنه به یه پلیس بعد در حالی که بالا سرش ایستاده پلیس بهش میگه شما همتون میمیرید و ریک میگه

* میخواستم لینک وبتو بدم معلوم نیست ادرس پستت کجاست بیشعور

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:07

صفحه بندی